پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵۰

فلک نبست ره صبح لاابالی من

پلگ داغ شد از وحشت غزالی من

به نقص قانعم از مشق اعتبارکمال

دمید نقطهٔ بدر از خط هلالی من

خم بنای سجودم بلندیی دارد

که چرخ شیشه بچیند به طاق عالی من

دماغ چینی اقبال موی بینی کیست

جنون فقر اگر نشکند سفالی من

کسی فسانهٔ ابرام تا کجا شنود

کری به‌گوش جهان بست هرزه نالی من

به ناله روز کنم تا ز خود برون آیم

قفس تراش برآمد شکسته بالی من

در انتظارکه محوم‌که همچو پرتو شمع

نشسته است ز خود رفتنم حوالی من

گدای خامشم اما به هر دری که رسم

کریم می‌شنود حرف بی‌سوالی من

طلسم من چو حباب آشیان عنقا بود

نفس پر از دو جهان کرد جای خالی من

به هر چه ‌گوش نهی قصهٔ پریشانی‌ست

تنیده است بر آفاق شیر قالی من

فروغ ‌کوکب عشاق اگر به‌این رنگ است

به اخگری نرسد تا ابد زگالی من

چو تخم آبله بیدل سر هوس نکشید

به هیچ فصل نموهای پایمالی من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵۲ببینم تاکی‌ام آرَد جنون زین دامگه بیرون
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵۳جنون ما بیابانهاست از آوارگی بیرون
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ز پرده آیی اگر از قبای تنگ برون
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵۵گر ز بزم‌، آن بت ساقی لقب آید بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵۷به‌کنج ابروی دلدار خال فتنه کمین
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵۸بی‌سراغی نیست ‌گرد هستی وحشت ‌کمین
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۵۹شکست حادثه بر ما نیافت دست‌ کمین
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.