پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵۱

انفعال باطن خاموش دارد بوی خون

ریزش صهباست هر جا شیشه می‌گردد نگون

کاملان در خاکساری قدر پیدا می‌کنند

چون عیار رنگ زر کز خام می‌گردد فزون

ایمنی از طینت ناراست نتوان داشت چشم

رفته گیرید اعتماد از خانه‌های بی‌ستون

با مراد نیک و بد یکسان نمی‌گردد فلک

این خم نیلی که دیدی رنگها دارد جنون

سرمه‌سا چشمی ‌دو عالم را به جوش آو‌رده است

کیست دریابد که خاموشی چه می‌خواند فسون

اینقدر بر علم و فن مغرور آگاهی مباش

آخر این دفتر دو حرف است از حساب کاف و نون

دعوی پیشی مکن‌کز واپسانت نشمرند

بیشتر رو بر قفاتازی‌ست سعی رهنمون

مشت خاک ما که از بی‌انفعالی بسته سنگ

یک عرق گر گل کند آیینه می‌آید برون

سرنگونیهای ماه نو دلیل عبرت است

موج لب خشکی تری دارد چراغ آبگون

هر که را دیدم توانایی به خاک افکنده بود

بیدل اینجا نیست غیر از مرکب طاقت حرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵۳جنون ما بیابانهاست از آوارگی بیرون
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ز پرده آیی اگر از قبای تنگ برون
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵۵گر ز بزم‌، آن بت ساقی لقب آید بیرون
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵۷به‌کنج ابروی دلدار خال فتنه کمین
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵۸بی‌سراغی نیست ‌گرد هستی وحشت ‌کمین
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵۹شکست حادثه بر ما نیافت دست‌ کمین
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶۰نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.