پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵۲

ببینم تاکی‌ام آرَد جنون زین دامگه بیرون

پَری افشانده‌ام در رنگ یعنی می‌تپم در خون

بقدرِ هستی از بی‌اختیاری ساختم اما

به ذوق دانه و آب از قفس نتوان شدن ممنون

جنون عالم از گرد سحر بی‌پرده است اینجا

بقدرِ داغِ اختر پنبه سامان می‌کند گردون

تو و من عالمی را از حقیقت بیخبر دارد

زمانی‌ گر نفس دزدی عبارت نیست جز مضمون

گشاد دل به آغوش تعلق‌ها نمی‌سازد

چو صحرا وسعتم افکنده است از خانمان بیرون

جهانی را شهید بی‌نیازی کرده‌ام اما

طرب خونی ندارد تا کُنم رختِ هوس گلگون

چه امکان است سیل مرگ گرد حرص بنشاند

نرفت آخر به زیر خاک هم‌ گنج از کف قارون

به خود صدعقده بستم تا به آزادی علم ‌گشتم

به چندین سکته چون نی مصرعی را کرده‌ام موزون

به بزم‌ کبریا ما را چه امکان است پیدایی

مثال خاک نتوان دید در آیینهٔ گردون

سواد آگهی ‌گر دیدهٔ هوشت ‌کند روشن

به زیر خیمهٔ لیلی رو از موی سر مجنون

مباش ایمن ز لعل جانگداز گل‌رُخان بیدل

بلای جان بود چون با هم آمیزد می و افیون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ز پرده آیی اگر از قبای تنگ برون
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵۵گر ز بزم‌، آن بت ساقی لقب آید بیرون
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵۷به‌کنج ابروی دلدار خال فتنه کمین
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵۸بی‌سراغی نیست ‌گرد هستی وحشت ‌کمین
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵۹شکست حادثه بر ما نیافت دست‌ کمین
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶۰نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶۱نفس عمارت دل دارد و شکستنش است این
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.