پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵۴

ز پرده آیی اگر از قبای تنگ برون

به‌روی ‌گل ننشیند ز شرم رنگ برون

خیال آن مژه خون می‌کند چه چاره‌ کنم

دل آب‌ گشت و نمی‌آید این خدنگ برون

زمانه مجمع آیینه‌های ناصاف است

درون صفا ز کدورت نشسته زنگ برون

حذر کنید ز کینی که از دو دل خیزد

شرار کوفته می‌آید از دو سنگ برون

بساط صلح‌ گر از عافیت نگردد تنگ

کسی ز خانه نیاید به‌عزم جنگ برون

بهار عالم انصاف گر به‌ این رنگست

نرفته است مسلمانی از فرنگ برون

به لاف پیش مبر دعوی توانایی

که خارتنگ نیاید ز پای لنگ برون

ز طعن تیره درونان خدا نگهدارد

نفس جنون زده می‌آید از تفنگ برون

دریغ محرمی دل نصیب فطرت نیست

نشسته‌ایم ز آیینه همچو زنگ برون

تعلقات جهان حکم نیستان دارد

نشد صدا هم ازین کوچه‌های تنگ برون

هزار سنگ به دل‌ کوفتیم لیک چه سود

میی نیامد ازین شیشه جز ترنگ برون

نفس نیاز خرام که می‌کنی بیدل

که سنگ سبزه نیارد به‌این درنگ برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵۷به‌کنج ابروی دلدار خال فتنه کمین
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵۸بی‌سراغی نیست ‌گرد هستی وحشت ‌کمین
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵۹شکست حادثه بر ما نیافت دست‌ کمین
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۶۰نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۶۱نفس عمارت دل دارد و شکستنش است این
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶۲فلک چه نقش‌کشد صرف بند و بست جبین
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶۳چون هلالم بی‌خم تسلیم آن اختر جبین
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.