پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲۷

چون شمع تا چکیدن اشک‌ست ساز من

هستی خطی‌ست و قف جبین‌گداز من

دامن به چین شکست ز نومیدی رسا

دستی در آستین به هر سو دراز من

آخر تلاش لغزش پا دامنم‌ کشید

هموار شد خیال نشیب و فراز من

برخاستم ز خاک و نشستم همان به خاک

دیگر مجو قیام و قعود از نماز من

چون شمع در ادبگه همواری زبان

برهم زدم لبی ‌که همان بود گاز من

تا در زبان خامهٔ حیرت بیان شقی است

خالی‌ست در بساط سخن جای ناز من

وحشت غبار عمر ندانم‌ کجا رسید

مقصد گداز قافلهٔ برق تاز من

مینا شکسته در سر ره‌ گریه می‌کند

چون طفل اشک آبلهٔ خاکباز من

زبن فطرتی‌ که ننگ خیالات آگهی‌ست

دشوار شد چو فهم حقیقت مجاز من

دارم چو حلقه عهدهٔ نامحرمی به دوش

بیرون در نشاند مرا پاس راز من

سعی جبین عرق شد ومحروم سجده ماند

بیدل در آب ریخت خجالت نیاز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۲۹گل نشو و نما چندان شکست یأس چید از من
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳۰بی‌نشان حسنی‌که درس جلوه می‌خواند ز من
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳۱خم قامت نبرد ابرام طبع‌ سخت‌کوش من
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳۲به‌هر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ز خودداری نفس می‌زد تب و تاب چراغ من
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۳۴بسکه ناموس وفا داردکمین حال من
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۳۵همچو بوی‌ گل ز بس بی‌پرده است احوال من
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۳۶آه‌! با مقصد تسلیم نپیوستم من
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.