پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳۵

همچو بوی‌ گل ز بس بی‌پرده است احوال من

می‌شود لوح هوا آیینهٔ تمثال من

داده‌ای مشتی غبارم را به باد اما هنوز

خاک می‌ریزد به فرق عالمی اقبال من

نکتهٔ سر بستهٔ موج‌ گهر فهمیدنی‌ است

بر سخن عمری‌ست می‌پیچد زبان لال من

عزت واماندگی زین بیش نتوان برد پیش

هرکه رفت از خود غبارش کرد استقبال من

گوهرم از معنی افسردنم غافل مباش

سکته می‌خواند تب دریایی از تبخال من

عاجزان را ذکر اسباب فضولی دوزخ‌ است

یاد پروازم مده آتش مزن بر بال من

بی‌سبب فرصت‌شمارِ خجلت بیکاری‌ام

همچو تقویم‌ کهن حشو است ماه و سال من

صبح محشر در غبار شام می‌سوزد نفس

گر شود روشن سواد نامهٔ اعمال من

عمرها شد شمع تصویرم به‌ نومیدی‌ گذشت

ز آتش دل هم نمی‌سوزم مپرس احوال من

ریشه‌ها دارد غبار من زمین تا آسمان

مرگ هم نگسست بیدل رشتهٔ آمال من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳۷چنین کشتهٔ حسرت کیستم من؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳۸بگذشت ز خاکم بت‌ گل پیرهن من
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳۹تا فلک بر باد ناکامی دهد تسکین من
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۴۰گلی‌ که‌ کس نشد آیینه‌اش مقابل او من
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴۱ز رهِ هوس، به تو کی رسم؟ نفسی ز خود نرمیده من
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴۲بعد مردن گر همین داغست وحشت‌زای من
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴۳چون‌گهر هر چند بر دریا تند غوغای من
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴۴در خور گل‌ کردن فقرست استغنای من
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.