پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳۴

بسکه ناموس وفا داردکمین حال من

هرکه بسمل گشت می‌بندد تپش دربال من

بیخودی در بال حیرت می‌رسد آیینه‌ام

می‌توان‌ کردن به رنگ رفته استقبال من

ساز پروازم هوای گلشن دیدارکیست

جوهر آیینه می‌باشد زگرد بال من

دوش در بزم وفا نرد تجرد باختم

ششجهت را بر قفا افکند نقش خال من

در دل هر ذره‌ گرد وحشتم پر می‌زند

گر همه آیینه‌گردی نیست بی‌تمثال من

نسخهٔ داغ‌ست و سامان سواد سوختن

می‌توان خواند از جبینم نامهٔ اعمال من

کو جنونی‌ کز نفس شور قیامت واکشم

چون شرر تفصیل چندین‌ گلخن است اجمال من

جز فنا در هیچ جا امیدی از آرام نیست

آتشم خاکستر افتاده‌ست در دنبال من

همچو گل بیدل خمار انفعالی می‌کشم

شرم پار است آبیار ریشهٔ امسال من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳۶آه‌! با مقصد تسلیم نپیوستم من
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳۷چنین کشتهٔ حسرت کیستم من؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳۸بگذشت ز خاکم بت‌ گل پیرهن من
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳۹تا فلک بر باد ناکامی دهد تسکین من
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴۰گلی‌ که‌ کس نشد آیینه‌اش مقابل او من
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴۱ز رهِ هوس، به تو کی رسم؟ نفسی ز خود نرمیده من
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴۲بعد مردن گر همین داغست وحشت‌زای من
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴۳چون‌گهر هر چند بر دریا تند غوغای من
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.