پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳۳

ز خودداری نفس می‌زد تب و تاب چراغ من

در آتش تاختم چندان‌که شد هموار داغ من

سواد عالم اسباب ‌کو صد دشت پردازد

تغافل ‌کم فضایی نیست در کنج فراغ من

گل جمعیت رنگم پریشان ‌کرد ناکامی

مگر گرد سرت ‌گردم ‌که بندد دسته باغ من

خیالت در دل هر ذره گم کرده‌ست اجزایم

غبار خود شکافد هرکه می‌خواهد سراغ من

اگر صد سال چون یاقوت خورشیدم به سرتابد

نگه در سایهٔ مژگان نخواباند چراغ من

به‌پاس نشئهٔ عجز از تعلق برنمی‌آیم

مباد از چیدن دامن بلند افتد دماغ من

به هر بوس و پیامم سرفرود آید چه حرف است این

تو تا نگشوده‌ای لب ‌کج نمی‌گردد ایاغ من

چه نیرنگ است بیدل برق دیرستان الفت را

که من می‌سوزم و بوی تو می‌آید ز داغ من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳۵همچو بوی‌ گل ز بس بی‌پرده است احوال من
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳۶آه‌! با مقصد تسلیم نپیوستم من
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳۷چنین کشتهٔ حسرت کیستم من؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳۸بگذشت ز خاکم بت‌ گل پیرهن من
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۳۹تا فلک بر باد ناکامی دهد تسکین من
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴۰گلی‌ که‌ کس نشد آیینه‌اش مقابل او من
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴۱ز رهِ هوس، به تو کی رسم؟ نفسی ز خود نرمیده من
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴۲بعد مردن گر همین داغست وحشت‌زای من
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.