پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳۶

آه‌! با مقصد تسلیم نپیوستم من

نقش پا گشتم و در راه تو ننشستم من

نسبت سلسلهٔ ریشهٔ تاکم خون‌ کرد

پا به‌ گل داشتم و آبله‌ها بستم من

خاصهٔ غیرت عشق است زدن شیشه به سنگ

هر که ساغر کشد از دست تو بدمستم من

نیست‌ گل بی‌خبر از عالم نیرنگ بهار

تو اگر جلوه کنی آینه در دستم من

زیر پا آبله را مانع بالیدن نیست

هست اقبال بلندم که سر پستم من

خدمت پیکر خم مغتنم فرصت‌هاست

نفسی چند کنون ماهی این شستم من

مفت آرام غبار است سجود در عجز

چرخ نتوان شدن از خاک اگر جستم من

غیر تسلیم رهایی چه خیال است اینجا

وهم جرأت قفسی بود که نشکستم من

دل گمگشته که در سینه سپندی‌ها داشت

گرهی بود ندانم به کجا بستم من

همچو عنقا خجل از تهمت نامم مکنید

در کجایم؟ بنمایید اگر هستم من

نیستی شیخ که نفرت رسد از رندانت

تو خمار از چه کشی بیدل اگر مستم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳۸بگذشت ز خاکم بت‌ گل پیرهن من
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳۹تا فلک بر باد ناکامی دهد تسکین من
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۴۰گلی‌ که‌ کس نشد آیینه‌اش مقابل او من
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۴۱ز رهِ هوس، به تو کی رسم؟ نفسی ز خود نرمیده من
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴۲بعد مردن گر همین داغست وحشت‌زای من
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴۳چون‌گهر هر چند بر دریا تند غوغای من
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴۴در خور گل‌ کردن فقرست استغنای من
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴۵دهر، توفان دارد از طبع جنون پیمای من
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.