پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵

چون شمع ز آتشی که وفا زد به جان ما

بال هماست بر سر ما استخوان ما

عمری‌ست هرزه تازی اشک روان ما

کو گرد حیرتی که بگیرد عنان ما؟

شمشیر آب‌دادهٔ زنگ ملامتیم

باشد درشت‌گویی مردم فسان ما

ما را نظر به فیض نسیم بهار نیست

اشک است شبنم گل رنگ خزان ما

این رشته تا به حشر مبیناد کوتهی

شمعی‌ست درگرفتهٔ نامت زبان ما

چشم تری به گوشهٔ دل واخزیده‌ایم

شبنم‌صفت ز غنچه بس است آشیان ما

شمع از حدیث شعله نبرد‌ه‌ست صرفه‌ای

آتش مزن به خویش‌، مشو ترجمان ما

لخت جگر به دیدهٔ ما رنگ اشک ریخت

یاقوت آب‌گشته طلب کن ز کان ما

از درد نارسایی پرواز ما مپرس

چون نی گره شده‌ست به صدجا فغان ما

در شعله‌زار داغ هوا نیز آتش است

ای باد صبح! نگذری از بوستان ما

از رنگ رفته، گرد سراغی پدید نیست

پی باخته‌ست وحشت خون روان ما

صبح نفس‌متاع جهان ندامتیم

ناچیده رفته است به غارت دکان ما

بیدل! ره دیار فنا بس‌که روشن است

چون شمع چشم‌بسته رود کاروان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۷داغیم چون سپند، مپرس از بیان ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۸غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۹گر به این وحشت دهد گرد جنون سامان ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۰نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱خداوندا! به آن نور نظر در دیده جا بنما
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲پُر تشنه است حرص فضولی‌کمین ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۳بی‌ریشه سوخت مزرع آه حزین ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۴پا به نومیدی شکست، آزادی دلخواه ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.