پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴

بی‌تو چون شمع ز ضعف تن ما

رنگ ما خُفت به پیراهن ما

نقش پاییم، ادب‌پرور عجز

مژه خم می‌شود از دیدن ما

خاک ما گرد قیامت دارد

حذر از آفت شوراندن ما

زندگی طعمهٔ کلفت‌ گردید

رشته‌ها خورده، گره‌خوردن ما

حرص، مضمون رهایی فهمید

دل به اسباب جهان بستن ما

فکر آزادگی، آزادی برد

سر گریبان زده از دامن ما

اگر این است سلوک احباب

دشمن ما نبود دشمن ما

خلعت‌آرای سحر، عریانی‌ست

چاک دوزید به پیراهن ما

آفت اندوختنی می‌خواهد

برق‌ ما نیست، مگر خرمن‌ ما

آخر انجام رعونت چون شمع

می‌کِشد تار رگ‌ گردن ما

قاصد آورد پیام دلدار

بازگردید ز خود رفتن ما

بیدل آخر ز چه خورشید کم است؟

این چراغ به نفس روشن ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶از بس گرفته است تحیر عنان ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۷داغیم چون سپند، مپرس از بیان ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۸غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۹گر به این وحشت دهد گرد جنون سامان ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱خداوندا! به آن نور نظر در دیده جا بنما
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲پُر تشنه است حرص فضولی‌کمین ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۳بی‌ریشه سوخت مزرع آه حزین ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.