پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰

نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ما

یک حرف بیش نیست زبان در دهانِ ما

چون شمع، دم ز شعلهٔ شوقِ تو می‌زنیم

خالی مباد زین تب‌ِ گرم استخوانِ ما

عرض فنای ما نبود جز شکستِ رنگ

چون شعله، برگریز ندارد خزانِ ما

گَردِ رمی به روی شراری نشسته‌ایم

ای صبر! بیش از این نکنی امتحانِ ما

از برگ و سازِ قافلهٔ بی‌خودان مپرس

بی‌ناله می‌رود جرس‌ِ کاروانِ ما

می‌خواست دل ز شکوهٔ خوی تو دم‌ زند

دودِ سپند گشت سخن در دهانِ ما

ما معنی مسلسلِ زلفِ تو خوانده‌ایم

مشکل‌ که مرگ قطع‌ کند داستانِ ما

چون سیل، بی‌خودانه سوی بحر می‌رویم

آگه نه‌ایم دست‌ِ که دارد عنانِ ما

ما را عجوزِ دهر دوتا کرد از فریب

زه شد به تارِ چرخ ز سستی‌ کمانِ ما

از طبعِ شوخ این‌همه در بندِ کُلفَتیم

بستند چون شرار به سنگ آشیانِ ما

آه از غبارِ ما که هواگیرِ شوق نیست

یعنی به خاک ریخته است آسمانِ ما

بیدل! هجوم‌ِ گریهٔ ما را سبب مپرس

بی‌مقصد است‌ کوششِ اشکِ روانِ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲پُر تشنه است حرص فضولی‌کمین ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۳بی‌ریشه سوخت مزرع آه حزین ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۴پا به نومیدی شکست، آزادی دلخواه ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۵کوتاه نیست سلسلهٔ دود آه ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶نخل شمعیم که در شعله دوَد ریشهٔ ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷می‌خورد خون، نفس اندر دل غم‌پیشهٔ ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۸داغ گل کرد بهار از اثر لالهٔ ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹غنچه‌سان، بی‌در است خانهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.