پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷

می‌خورد خون، نفس اندر دل غم‌پیشهٔ ما

جوهر تیغ بود خار و خس بیشهٔ ما

بس‌که چون شمع، به غم نشو و نما یافته‌ایم

شعله را موج طراوت شمرَد، ریشهٔ ما

سختی دهر ز صبر دل ما زنهاری‌ست

آب شد طاقت سنگ از جگر شیشهٔ ما

قد خم‌گشته، همان ناخن فرهاد غم است

سعی بی‌جاست، به‌جز جان‌کنی از تیشهٔ ما

شغل رسوایی و مستوری احوال، بلاست

کاش آرایش بازار دهد پیشهٔ ما

شور زنجیر جنون از نفس ما پیداست

نکهت زلف که پیچیده بر اندیشهٔ ما؟

چشم امید نداریم ز کشت دگران

دل ما دانهٔ ما، نالهٔ ما ریشهٔ ما

خامشی‌ها، سبق مکتب بی‌تابی نیست

یک‌قلم ناله بود، مشق نی بیشهٔ ما

نشئهٔ مشرب بی‌رنگی از آن صاف‌تر است

که شود موج پری دُردِ تهِ شیشهٔ ما

بیدل! از فطرت ما قصر معانی‌ست بلند

پایه دارد سخن از کرسی اندیشهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۹غنچه‌سان، بی‌در است خانهٔ ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۰سعی دیر و حرم بهانهٔ ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱به پیری، الفت حرص و هوس شد آینهٔ ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۲از ما پیام وصل تهی کرد جای ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۳فقر نخواست شکوهٔ مفلسی ازگدای ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴گر چنین بالد ز طوف دامنت اجزای ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵ز باده‌ای‌ست به بزم شهود، مستی ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶جهان‌گرفت غبار جنون تلاشی ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.