پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲

از ما پیام وصل تهی کرد جای ما

آخر به ما رسید ز جانان دعای ما

موج گهر خجالت جولان کجا برد؟

از سعی نارسا به سر افتاد پای ما

با نرگست چه عرض تمنا دهد کسی؟

دیدیم سرمه‌ای که نگه شد صدای ما

دامان نازت از چه تغافل شکسته‌اند؟

کز ما پر است آینهٔ بی‌صفای ما

سرمایهٔ حباب به‌غیر از محیط چیست؟

آب تو آب ما و هوایت هوای ما

پهلو تهی نمودن دریاست ساز موج

خود را  دمی ز خود به‌در آر از برای ما

وارستهٔ تعلق زنار و سبحه‌ایم

نیرنگ این دو رشته ندوزد قبای ما

برجسته نیست پلهٔ میزان خامشی

یارب! به سنگ سرمه نسنجی صدای ما

حرف طمع مباد برون آید از لباس

مطلب به خرقه دوخت، سؤال گدای ما

گوهر همان برون محیط است در محیط

با ما چه می‌کند دل از ما جدای ما؟

بیدل! به وضع خلق محال است زیستن

بیگانگی اگر نشود آشنای ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۴گر چنین بالد ز طوف دامنت اجزای ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵ز باده‌ای‌ست به بزم شهود، مستی ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۶جهان‌گرفت غبار جنون تلاشی ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۷چون نقش پا ز عجز نگردید روی ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸کلک مصوراز چه ننگ‌،‌کرد نظربه‌سوی ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹وصف لب توگر دمد ازگفتگوی ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰شوق تو دامنی زد بر نارسایی ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۱بر سنگ زد زمانه ز بس ساز آشنا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.