پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱

به پیری، الفت حرص و هوس شد آینهٔ ما

بهار رفت که این خار و خس شد آینهٔ ما

به حکم عجز، نکردیم اقتباس تعین

همین مقابل مور و مگس شد آینهٔ ما

به باد، سعی جنون رفت رنگ جوهر تسکین

چنین که تاخت که نعل فَرَس شد آینهٔ ما؟

فغان که بوی حضوری نبرد کوشش فطرت

چو صبح، طعمهٔ زنگ نفس شد آینهٔ ما

به کام دل، مژه نگشود سرگرانی حیرت

ز ناتمامی صیقل، قفس شد آینهٔ ما

گذشت محمل ناز که از سواد تحیّر؟

که عمرهاست شکست جرس شد آینهٔ ما

به فهم راز تو بیدل چه ممکن است رسیدن؟

همین بس است که تمثال رُس شد آینهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳فقر نخواست شکوهٔ مفلسی ازگدای ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۴گر چنین بالد ز طوف دامنت اجزای ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵ز باده‌ای‌ست به بزم شهود، مستی ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۶جهان‌گرفت غبار جنون تلاشی ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۷چون نقش پا ز عجز نگردید روی ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸کلک مصوراز چه ننگ‌،‌کرد نظربه‌سوی ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹وصف لب توگر دمد ازگفتگوی ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰شوق تو دامنی زد بر نارسایی ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.