پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱

بر سنگ زد زمانه ز بس ساز آشنا

آه از فسون غول به آواز آشنا

امروز نیست قابل تفریق و امتیاز

در سرمه‌گرد می‌کند آواز آشنا

گر صیقلی به کار برد سعی اتفاق

انجام‌کار دشمن و آغاز آشنا

تا کی درین بساط ز افسون التفات

دل می‌خراشد آینه‌پرداز آشنا

داد گشاد کار تظلم کجا برد

برروی شمع خنده زندگاز آشنا

گر مدعای مرغ نفس آرمیدن است

زد حلقه بستگی به در باز آشنا

بشنو نوای نیک و بد از دور و دم مزن

دام و قفس خوش است ز پرواز آشنا

چنگ قضاست دهر، امان‌گاه خلق نیست

نی ناله داشته‌ست ز دمساز آشنا

منت‌کش تکلف اخلاق‌کس مباد

گنجشک را چه سود زشهبازآشنا

از هرچه دم زنی به خموشی حواله‌کن

بیگانه‌ام ز خویش هم از ناز آشنا

عشق قابل انشاکسی نیافت

این انجمن پر است ز غماز آشنا

بیدل به‌حرف وصوت هم‌آواره‌گشت‌خلق

بردیم سر به مهر عدم راز آشنا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۳چه‌کدخدایی‌ست ای ستمکش جنون‌کن از دردسر برون‌آ
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۴از نام اگر نگذری، از ننگ برون‌آ
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۵ازین هوسکده با آرزوبه جنگ برون آ
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۶ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آ
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷بود بی‌مغزسرتند خروش مینا
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸ازین محفل چه امکان است بیرون رفتن مینا
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۹بیا خورشید معنی را ببین ازروزن مینا
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۰ز بخت نارسا نگرفت دستم‌گردن مینا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.