پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۹

بیا خورشید معنی را ببین ازروزن مینا

که یاد صبح صادق می‌دهد خندیدن مینا

ز زهد خشک زاهد نیست باکی سیر مستان را

که ایمن از خزان باشد بهارگلشن مینا

زنام می‌، زبانم مست و بیخود در دهان افتد

نگاهم رنگ می پیداکند از دیدن مینا

مسیح وقت اگرکس باده را خواند عجب نبود

که هردم باده جان تازه بخشد در تن مینا

سلامت یک‌قلم در مرکزسنگ‌ست اگر دانی

شکست یأس می‌پیچد به خود بالیدن مینا

وداع معنی‌ات از لب‌گشودنهاست ای غافل

پری‌گردد پریشان آخر از خندیدن مینا

سرشت‌ما و میناگویی ازیک خاک شد بیدل

که ما را دل به تن می‌خندد از خندیدن مینا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱شفق در خون حسرت می‌تپد از دیدن مینا
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲چندین دماغ دارد اقبال و جاه مینا
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۳کدامین نشئه بیرون داد راز سینهٔ مینا
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴مآل‌کار چه بیندکسی نظر به هوا
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۵تاراجگرگل بود بدمستی اجزاها
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۶گر لعل خموشت‌کند آهنگ نواها
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۷ز بس جوش اثر زد از تب شوق تو یارب‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۸زهی سودایی شوق تو مذهب‌ها و مشرب‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.