پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵

تاراجگرگل بود بدمستی اجزاها

کهسار تهی گردید از شوخی میناها

مستقبل‌این محفل جز قصهٔ ماضی نیست

تا صبحدم محشر دی خفته به فرداها

دشوار پسندیها بر ماگره دل بست

گرخون نخورد فطرت حل است معماها

معنی همه‌مشکوف است‌، تأویل عبارت چند؟

تمثال نمی‌خواهد آیینهٔ سیماها

نامحرمی عالم تا حشر نگرددکم

افتاده به روی هم پنهانی و پیداها

وحدت نکند تشویش از بیش وکم‌کثرت

سرچشمه چه نم بازد از خشکی دریاها

کس مانع جولان نیست اما چه توان‌کردن

چون آبله معذورند دامن به ته پاها

از خاک تو تاگردی‌ست موضوع پرافشانی

در خواب عدم باقی‌ست هذیان من و ماها

پیش است به هرگامت صد مرحله نومیدی

دنیا نفسی دارد آمادهٔ عقباها

در چارسوی اوهام تا کی الم تنگی

برگوشهٔ دل پیچید یک دامن و صحراها

بیدل طرب و ماتم مفت اثر هستی‌ست

ما کارگه رنگیم رنگ است تماشاها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۷ز بس جوش اثر زد از تب شوق تو یارب‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۸زهی سودایی شوق تو مذهب‌ها و مشرب‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۹ای به زلفت جوهر آیینهٔ دل تاب‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۰ای ز شوخی‌های حُسن‌ات محوِ پیچ و تاب‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱ز چشم بی‌نگه بودم خراب‌آباد غارتها
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۲غباریم زحمتکش بادها
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۳زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۴سجود خاک راحت‌گرهوا جوشاند ازسرها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.