پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱

ز چشم بی‌نگه بودم خراب‌آباد غارتها

چه لازم در دل دوزخ نشستن از شرارتها

سوادنامه هم‌کم‌نیست در منع صفای دل

به حیرانی مژه برداشتم‌کردم عمارتها

به‌ذوق‌کعبه‌مگذر ازطواف‌کلبهٔ مجنون

غبار معنی الفت مباشید از عبارتها

هجوم‌داغ عشقت‌کرد ایجاد سرشک من

زدل هرجا سویدا جوش زد دارد زیارتها

شکست برگ‌گل هم ازتبسم عالمی دارد

عرقریزی‌ست‌هرجاجمع می‌گرددحرارتها

به خاک خود تیمم ساحل امنی دگردارد

خم آورد ابروی ناز تو از بار اشارتها

به‌حسن خلق بیدل‌ تا توان‌ در جنت‌آسودن

مشو چون زاهدان توفانی آب طهارتها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۳زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۴سجود خاک راحت‌گرهوا جوشاند ازسرها
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۵نگردد همت موجم قفس‌فرسودِ گوهرها
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۶ای بهار جلوه بس‌کن کز خجالت یارها
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۷بسکه شد حیرت‌پرستِ جلوه‌ات‌ گلزارها
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۸حیرت دل گر نپردازد به ضبط‌کارها
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۹از پا نشیند ای کاش محمل‌کش هوس‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۰بر قماش پوچ هستی تا به‌کی وسواس‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.