پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۲

غباریم زحمتکش بادها

به وحشت اسیرند آزادها

املها به دوش نفس بسته‌ایم

سفریک قدم راه و این زادها

جهان ستم چون نیستان پر است

ز انگشت زنهار فریادها

به هر دامی از آرزو دانه‌ای‌ست

گرفتار خویشند صیادها

برون آمدن نیست زین آب وگل

بنالید ای سرو و شمشادها

فسردن هم آسوده جان می‌کند

به هر سنگ خفته‌ست فرهادها

غنیمت شمارند پیغام هم

فراموشی است آخر این یادها

بد ونیک تاکی شماردکسی

جهان است بگذر ز تعدادها

چه‌خوب‌و چه‌زشت ازنظر رفته‌گیر

پری می‌زنند این پریزادها

به پیری ستم‌کرد ضعف قوی

مپرسید از این خانه آبادها

به صید نقب ازین بیش نشکافتیم

که تا آب و خاک است بنیادها

ز نقش قدم خاک ما غافل است

همه انتخابیم ازین صادها

نوی بیدل از ساز امکان نرفت

نشد کهنه تجدید ایجادها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۴سجود خاک راحت‌گرهوا جوشاند ازسرها
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۵نگردد همت موجم قفس‌فرسودِ گوهرها
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۶ای بهار جلوه بس‌کن کز خجالت یارها
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۷بسکه شد حیرت‌پرستِ جلوه‌ات‌ گلزارها
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۸حیرت دل گر نپردازد به ضبط‌کارها
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۹از پا نشیند ای کاش محمل‌کش هوس‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۰بر قماش پوچ هستی تا به‌کی وسواس‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱شرم از خط پیشانی ما ریخته شق‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.