پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰

بر قماش پوچ هستی تا به‌کی وسواس‌ها

پنبه‌ها خواهد دمید آخر ازین کرباس‌ها

شیشهٔ ساعت خبر از ساز فرصت می‌دهد

خودسران غافل مباشید از صدای طاس‌ها

عبرت آنجا کز مکافات عمل گیرد عیار

ناخنی دارند در جنگ درودن داس‌ها

اهل دنیا را به نهضت‌گاه آزادی چه‌کار

در مزابل فارغند از بوی گل کناس‌ها

عالمی بالیده است از دستگاه خودسری

نشتری می‌خواهد این جمعیت آماس‌ها

تا بود ممکن به وضع خلق باید ساختن

آدمیت پیش نتوان برد با نسناس‌ها

حیرت دیدار با دنیا و عقبا شد طرف

بوی امیدی گوارا کرد چندین یاس‌ها

بی‌نوایی چون به سامان جنون پوشیده نیست

صبح خندد بر گریبان‌چاکی افلاس‌ها

شرم می‌دارد درشتی از ملایم‌طینتان

غالب افتاده‌ست بیدل سرب بر الماس‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲بی‌دماغی با نشاط از بس که دارد جنگ‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۳جنون آنجا که می‌گردد دلیل وحشت دل‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دل‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۵خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مال‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۶ای ز چشم میْ‌پرستت مست حیرت جام‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷پیش آن چشم سخنگو موج می در جام‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۸گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کام‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۹چیست این باغ و این شکفتن‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.