پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲

بی‌دماغی با نشاط از بس که دارد جنگ‌ها

باده گردانده‌ست بر روی حریفان رنگ‌ها

غافلند ارباب جاه از پستی اقبال خویش

زیر پا بوده‌ست صدرآرایی اورنگ‌ها

وادی عشق است اینجا منزل دیگر کجاست

جز نفس در آبله دزدیدن فرسنگ‌ها

بی‌نیازی از تمیز کفر و دین آزاد بود

از کجا جوشید یارب اختراع ننگ‌ها

زاهدان‌، از شانه پاس ریش باید داشتن‌!

داء ثعلب بی‌پیامی نیست زین سر چنگ‌ها

تا نفس باقی‌ست باید با کدورت ساختن

در کمین آینه آبی‌ست وقف زنگ‌ها

چرب و نرمی هرچه باشد مغتنم باید شمرد

آب و روغن چون پر طاووس دارد رنگ‌ها

هرچه از تحقیق خوانی بشنو و خاموش باش

ساز ما بیرون تار افکنده است آهنگ‌ها

آخر این کهسار یک آیینه دل خواهد شدن

شیشه افتاده‌ست در فکر شکست سنگ‌ها

بیدل اسباب طرب تنبیه آگاهی‌ست‌، لیک

انجمن پر غافل است از گوشمال چنگ‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۴ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دل‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۵خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مال‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۶ای ز چشم میْ‌پرستت مست حیرت جام‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۷پیش آن چشم سخنگو موج می در جام‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۸گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کام‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۹چیست این باغ و این شکفتن‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۰در باغ دل نهان بود از رفتگان نشان‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۱ای آینهٔ حسن تمنای تو جان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.