پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۸

گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کام‌ها

وصل هم موهوم ماند از شبههٔ پیغام‌ها

غیر دیر و کعبه هم صد جا تمنا می‌کند

زندگی یک جامه‌وار و این همه احرام‌ها

ریشهٔ نشو و نما از دانهٔ ما گل نکرد

ماند چون حرف خموشی در طلسم کام‌ها

قطرهٔ ما ناکجا سامان خودداری کند

بحر هم از موج اینجا می‌شمارد گام‌ها

گل کند در وحشت دردسر فرماندهی

چون شرر از سنگ ریزد زین نگین‌ها نام‌ها

چون به آگاهی فتد کار، اهل دنیا ناقصند

ورنه در تدبیر غفلت پخته‌اند این خام‌ها

از نشان هستی ما سکه نامی بیش نیست

صید ما حکم صدا دارد به گوش دام‌ها

لاله و گل بس که لبریزند از صهبای رنگ

در شکستن هم صدایی سر نزد زین جام‌ها

از تپش آواره‌ها بی‌ریشهٔ جرأت مباش

در زمین ناتوانی گشته‌اند آرام‌ها

بیدل از آیینهٔ زنگار فرسودم مپرس

داشتم صبحی که شد غارت نصیب شام‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۰در باغ دل نهان بود از رفتگان نشان‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۱ای آینهٔ حسن تمنای تو جان‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲ا‌ی داغ کمال تو عیان‌ها و نهان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳ای گرد تکاپوی سراغ نو نشان‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۴این انجمن عشق است توفانگر سامان‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۵زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامان‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۶چو سایه چند به هر خاک جبهه سودن‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۷چو اشک، آن کس که می‌چیند گلِ عیش از تپیدن‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.