پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۷

داغیم چون سپند، مپرس از بیان ما

در سرمه بال می‌زند امشب فغان ما

عرض‌ِ کمال ما عرق‌آلود خجلت است

ابر است اگر بلند شود آسمان ما

ما را چو شمع باب‌ِ گداز آفریده‌اند

یعنی ز مغز نرم‌تر است استخوان ما

شبنم‌صفت ز بس‌که سبکبار می‌رویم

بوی گل است، ناقه‌کش کاروان ما

چون شعله، سر به عالم بالا نهاده‌ایم

خاشاک وهم نیست حریف عنان ما

شوخی، نگاه ما نفروشد چو آینه

عمری‌ست تخته است ز حیرت، دکان ما

پرواز ناله نیز به جایی نمی‌رسد

از بس بلند ساخته‌اند آشیان ما

رنگ شکسته آینهٔ بی‌خودی بس است

یارب! زبان ما نشود ترجمان ما

جز داغ نیست مائدهٔ دستگاه عشق

آتش خورَد کسی‌ که شود میهمان ما

با آن‌که ما اسیرِ کمند حوادثیم

عنقاست بی‌نشان به سراغ نشان ما

کو خامشی‌ که شانه‌کش مدعا شود؟

آشفته است‌ طرهٔ وضع بیان ما

پیداست راز سینهٔ ما بیدل از زبان

یک پارهٔ دل است زبان در دهان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۹گر به این وحشت دهد گرد جنون سامان ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱خداوندا! به آن نور نظر در دیده جا بنما
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲پُر تشنه است حرص فضولی‌کمین ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۳بی‌ریشه سوخت مزرع آه حزین ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۴پا به نومیدی شکست، آزادی دلخواه ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۵کوتاه نیست سلسلهٔ دود آه ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۶نخل شمعیم که در شعله دوَد ریشهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.