پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷

از حادث‌آفرینیِ طبعِ سقیمِ ما

بر سایه خورد پهلوی شخصِ قدیم ما

آفاق را در آتش و آب جنون فکند

خلد و جحیم، صنعت امید و بیم ما

دل مبرم و حقیقت نایاب مدعاست

بر طور ریخت برقِ فضولی کلیم ما

یکتایی آفرید لب خودستای عشق

در نقطهٔ دهن الِفی داشت میم ما

در عالم نوازش مطلق، کجاست رد؟

بخشیده است بر همه خود را کریم ما

جز پیش خویش راه شکایت کجا بَرَد؟

با غیر صحبتی که ندارد ندیم ما

چون سایه سر به خاک ادب واکشیده‌ایم

از زیر پای ما نکشد کس گلیم ما

میدان حیرت صف آیینه رُفته‌ایم

شمشیر می‌کشد به سر خود غنیم ما

آغوش‌ها به حسرت دیدار باز کرد

زخم دلِ به تیغِ تغافل دو نیم ما

شد عمرها که از نظر اعتبار خلق

غلتان گذشت گوهر اشک یتیم ما

بید!ل ز بس‌که مغتنمِ باغِ فرصتیم

گل سینه می‌درد به وداع نسیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۹آنچه نذر درگه آوردیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۰عمری‌ست گرد گردش رنگ خودیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱بس‌که از ساز ضعیفی‌ها خبر داریم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۲تا در این گلزار چون شبنم گذر داریم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳حیرت دیدار سامان سفر داریم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴نام خود را تا به رسوایی علَم داریم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵صورتِ وهمِ به هستی متهم، داریم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶با کمال اتحاد، از وصل مهجوریم ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.