پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴

نام خود را تا به رسوایی علَم داریم ما

از ملامت کی به دل یک‌ذره غم داریم ما؟

از قناعت بود ما را دستگاه همتی

چون هما، در ظلّ بال خود کرَم داریم ما

بر امید آن‌که یابیم از دهان او نشان

روی خود را جانب مُلک عدم داریم ما

در حرم‌ گه شیخ و گاهی راهب بتخانه‌ایم

هرکجا باشیم بیدل! یک صنم داریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶با کمال اتحاد، از وصل مهجوریم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷طرح قیامتی ز جگر می‌کشیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸عمری‌ست ناز دیدهٔ تر می‌کشیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹چون نگاه از بس به ذوق جلوه همدوشیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰حیرتیم، اما به وحشت‌ها هم‌آغوشیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱زین گلستان، درس دیدار که می‌خوانیم ما؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲با همه افسردگی، مفت تماشاییم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳به طوق فاخته نازد محبت از فن ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.