پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵

صورتِ وهمِ به هستی متهم، داریم ما

چون حباب آیینه بر طاق عدم داریم ما

محمل ما چون جرس، دوش تپش‌های دل است

شوق پندارد در این وادی قدم داریم ما

آن‌قدَر فرصت‌کمین قطع الفت‌ها نه‌ایم

عمر صبحیم، از نفس تیغِ دو دم داریم ما

می‌توان از پیکر ما یک جهان محراب ریخت

همچو ابرو هر سر مو وقف خم داریم ما

دل متاعی نیست کز دستش توان انداختن

گر همه خون نقش بندد، مغتنم داریم ما

شوخ‌چشمی رنج استسقاءِ ارباب حیاست

هرقدر نظّاره می‌بالد، ورم داریم ما

گر به خود سازد کسی، سیر و سفر در کار نیست

این‌که هرسو می‌ر‌ویم، از خویش رَم داریم ما

رنگ‌ها دارد بهارِ عالمِ بی‌رنگِ عشق

حسن اگر خوا‌هد دویی، آیینه هم داریم ما

حیرت ما حسن را افسون مشق جلوه‌هاست

همچو آیینه بیاضی خوش‌قلم داریم ما

گر نباشد اشک‌، خجلت هم تلافی می‌کند

بهر عذر چشم تر، یک جبهه نم داریم ما

دیدهٔ حیران، سراغ هرچه خواهی می‌دهد

خلقی از خود رفته و نقش قدم داریم ما

چند باید بود زحمت‌پرور ناز امید؟

بیدل! از سامان نومیدی چه کم داریم ما؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷طرح قیامتی ز جگر می‌کشیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸عمری‌ست ناز دیدهٔ تر می‌کشیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹چون نگاه از بس به ذوق جلوه همدوشیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰حیرتیم، اما به وحشت‌ها هم‌آغوشیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۱زین گلستان، درس دیدار که می‌خوانیم ما؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۲با همه افسردگی، مفت تماشاییم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳به طوق فاخته نازد محبت از فن ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۴بی‌تو چون شمع ز ضعف تن ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.