پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶

با کمال اتحاد، از وصل مهجوریم ما

همچو ساغر، می به‌ لب داریم و مخموریم ما

پرتو خورشید جز در خاک نتوان ‌یافتن

یک‌ زمین و آسمان از اصل خود دوریم‌ ما

در تجلّی سوختیم و چشم بینش وا نشد

سخت پابرجاست جهلِ ما، مگر طوریم ما؟

با وجود ناتوانی، سر به‌ گردون سوده‌ایم

چون مه نو، سرخط عجزیم و مغروریم ما

تهمت حکم قضا را چاره نتوان یافتن

اختیار از ماست چندانی‌ که مجبوریم ما

مفتُ سازِ بندگی‌، گر غفلت و گر آگهی

پیش نتوان برد جز کاری که مأموریم ما

بحر در آغوش و موج ما همان محوِ کنار

کارها با عشق بی‌پرواست، معذوریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۸عمری‌ست ناز دیدهٔ تر می‌کشیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۹چون نگاه از بس به ذوق جلوه همدوشیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۰حیرتیم، اما به وحشت‌ها هم‌آغوشیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۱زین گلستان، درس دیدار که می‌خوانیم ما؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۲با همه افسردگی، مفت تماشاییم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳به طوق فاخته نازد محبت از فن ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۴بی‌تو چون شمع ز ضعف تن ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵چون شمع ز آتشی که وفا زد به جان ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.