پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶

مپسند جز به رهن تغافل پیام ما

لعل تو را نگین نگرفته‌ست نام ما

پوشیده نیست تیرگیِ بختِ عاشقان

آیینهٔ چراغ به دست است شام ما

کس با دل گرفته چه صید آرزو کند؟

این غنچه وا شود که گل افتد به دام ما

صد رنگ خون به جیب تأمل نهفته‌ایم

ضبطِ نفس چو زخمِ دل است التیام ما

همواریِ طبیعتِ پرگار روشن است

مستی نخوانده است کس از خط جام ما

در مکتب تسلسل عقلت نمی‌رسد

صد داستان، به یک سخن ناتمام ما

معیار چارسوی دو عالم گرفته‌ایم

یک جنس نیست قابل سودای خام ما

گامی دو هم‌عنانِ سحر می‌توان گذشت

رنگ شکسته می‌کِشد امشب زمام ما

چون سبحه این‌قدَر به چه امید می‌دود

دل در رکابِ اشکِ چکیدن‌خرام ما

دیگر به الفتِ که توان چشم دوختن؟

در عالم رمی که نفس نیست رام ما

کو انفعال تا حق هستی ادا کنیم؟

چون شمع بسته بر عرقی چند وام ما

بیدل! چو نقش پا ز بنای ادب مپرس

پُر سرنگون فتاده بلندی ز بام ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸همچو عنقا بی‌نیازِ عرض ایجادیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۹آنچه نذر درگه آوردیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۰عمری‌ست گرد گردش رنگ خودیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱بس‌که از ساز ضعیفی‌ها خبر داریم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۲تا در این گلزار چون شبنم گذر داریم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳حیرت دیدار سامان سفر داریم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۴نام خود را تا به رسوایی علَم داریم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵صورتِ وهمِ به هستی متهم، داریم ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.