پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵

با سحر ربطی ندارد شام ما

فارغ است از صاف‌، دُردِ جام ما

دل به طوفِ خاکِ کویی بسته‌ایم

تکمه دارد جامهٔ احرام ما

گریه امشب حسرتِ روی که داشت؟

روغن گل ریخت از بادام ما

از امل دل را مسخر کرده‌ایم

پخته می‌جوشد خیال خام ما

در حق انصاف ابنای زمان

دادِ تحسین می‌دهد دشنامِ ما

بر حریفان از خموشی غالبیم

گر نباشد بحث ما الزام ما

زین چمن تصویر صبحی گل نکرد

بی‌نفس‌تر از هوای بام ما

درخورِ رزقِ مقدر زنده‌ایم

ریشهٔ این دانه دارد دام ما

فقر، ما را شهرهٔ آفاق کرد

کوس زد در بی‌نگینی نام ما

برنمی‌آید ز تشویشِ کسوف

آفتابِ کشورِ ایامِ ما

نور معنی از تصنع باختیم

خانه تاریک است از گلجام ما

غیرِ رم در کاروانِ برق نیست

یک خط است آغاز تا انجام ما

نامه بر بالِ تحیر بسته‌ایم

بر که خوانَد بی‌کسی پیغام ما؟

تا فلک باز است درهای قبول

آه از بی‌صبریِ ابرام ما

هر طرف چون اشک بیدل می‌دویم

تا کجا بی‌لغزش افتد گام ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۷از حادث‌آفرینیِ طبعِ سقیمِ ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸همچو عنقا بی‌نیازِ عرض ایجادیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۹آنچه نذر درگه آوردیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۰عمری‌ست گرد گردش رنگ خودیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱بس‌که از ساز ضعیفی‌ها خبر داریم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۲تا در این گلزار چون شبنم گذر داریم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳حیرت دیدار سامان سفر داریم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۴نام خود را تا به رسوایی علَم داریم ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.