پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹

افتاده زندگی به‌ کمین هلاکِ ما

چندان‌ که وارسی، به سرِ ماست خاک ما

ذوقِ گدازِ دل چه‌قدَر زور داشته‌ست

انگور را ز ریشه برآورد تاکِ ما

بردیم تا سپهرْ غبارِ جنون، چو صبح

بر شمع خنده ختم شد از جیب چاک ما

تاب‌ و تب قیامت هستی کشیده‌ایم

از مرگ نیست آن‌همه تشویش و باک ما

کُهسار را ز نالهٔ ما باد می‌برد

کس را به دردِ عشق مباد اشتراک ما

قناد نیست مائده‌آرای بزم عشق

لذت گمان مبر که زمخت است زاک ما

پست و بلند شوخیِ نظّاره هیچ نیست

مژگان بس است سر به‌ سَمَک تا سِماک ما

آخر به‌ فکر خویش‌ فرورفتن است و بس

چون شمع‌ کنده است‌ گریبان، مغاکِ ما

صیقل مزن بر آینهٔ عرض انفعال

ای جهد! خشک‌ کن عرقِ شرمناکِ ما

بیدل! ز درد عشق بسی خون‌ گریستی

تَر کرد شرم اشک تو دامانِ پاک ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۱سلسلهٔ شوقِ کیست سرخطِ آهنگ ما؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲آیینهٔ چندین تب و تاب است دل ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳هم آبله هم چشم پر آب است دل ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۴نشود جاه و حَشَم شهرتِ خامِ دلِ ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵با سحر ربطی ندارد شام ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶مپسند جز به رهن تغافل پیام ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۷از حادث‌آفرینیِ طبعِ سقیمِ ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸همچو عنقا بی‌نیازِ عرض ایجادیم ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.