پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳

هم آبله هم چشم پر آب است دل ما

پیمانهٔ صد رنگ شراب است دل ما

غافل نتوان بود از این منتخب راز

هشدار! که یک نقطه کتاب است دل ما

باغی که بهارش همه سنگ است، دل اوست

دشتی که غبارش همه آب است، دل ما

ما خاک ز جا بردهٔ سیلاب جنونیم

سرمایهٔ صد خانه‌خراب است دل ما

پیراهن ما کسوت عریانی دریاست

یک پرده تُنُک‌تر ز حباب است دل ما

در بزم وصالت که حیا جام به‌دست است

گر آب شود، بادهٔ ناب است دل ما

منظورِ بتان هرکه شود حسرتش از ماست

یار آینه می‌بیند و آب است دل ما

تا آینه باقی‌ست همان عکس جمال است

ای یأس! خروشی، که نقاب است دل ما

تا چشم گشودیم به خویش، آینه دیدیم

دریاب که تعبیرِ چه خواب است دل ما؟

ای آه اثرباخته آتش‌نفسی چند؟

خون شو! که ز دست تو کباب است دل ما

یارب نکشد خجلت محرومی دیدار

عمری‌ست که آیینه خطاب است دل ما

آیینه همان چشمهٔ توفانِ خیالی‌ست

بیدل چه توان کرد؟ سراب است دل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۵با سحر ربطی ندارد شام ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶مپسند جز به رهن تغافل پیام ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۷از حادث‌آفرینیِ طبعِ سقیمِ ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸همچو عنقا بی‌نیازِ عرض ایجادیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹آنچه نذر درگه آوردیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۰عمری‌ست گرد گردش رنگ خودیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱بس‌که از ساز ضعیفی‌ها خبر داریم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۲تا در این گلزار چون شبنم گذر داریم ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.