پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴

این‌قدَر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ما

صرف رنگی داشت بیرون صدف نقاش ما

جمع‌دار از امتحان جیب عریانی دلت

دست ما خالی‌تر است از کیسهٔ قلا‌ش ما

زین سلیمانی که دارد دستگاه اعتبار

بر هوا یک‌سر نفس می‌گسترد فراش ما

گرد عبرت در مزار‌ یأس‌ می‌باشد کفن

چشم پوشیدن‌ مگر از ما برد نباش ما

محو دیداریم اما از ادب غافل نه‌ایم

شرم نو‌ر است آنچه دارد دیدهٔ خفاش ما

زندگی موضوع اضداد است، صلح اینجا کجاست؟

با نفس باقی‌ست تا قطع نفس پرخاش ما

از جبین تا نقش پا بستیم آیین عرق

این چراغان کرد آخر غفلت عیاش ما

بیدل این دیگ خیال از خام‌جوشی‌ها پُر است

شش‌جهت آتش زنی تا پخته گردد آش ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶شور صد صحرا جنون‌گرد نمکدان شما
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷ای همه آیات قدرت ظاهر از شأن شما
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸ز فسانهٔ لبِ خامشِ که رسید مژده به گوش ما؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۹افتاده زندگی به‌ کمین هلاکِ ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰به خیالِ چشمِ که می‌زند قدحِ جنون، دلِ تنگ ما؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱سلسلهٔ شوقِ کیست سرخطِ آهنگ ما؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲آیینهٔ چندین تب و تاب است دل ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳هم آبله هم چشم پر آب است دل ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.