پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶

شور صد صحرا جنون‌گرد نمکدان شما

ای قیامت صبح‌خیز لعل خندان شما

چشم آهو حلقهٔ گرداب بحر حیرت است

در تماشای رم وحشی‌غزالان شما

عشرت از رنگ است هرجا گل بساط‌آرا شود

مفت جام مایه می‌گردد به دوران شما

از صدف ریزد گهر وز پسته مغز آید برون

چون شود گرم تکلم لعل خندان شما

از طراوتگاه عشرت نوبهار باغ ناز

باد چشم ما سفال جوش ریحان شما

بیش از این نتوان به ابروی تغافل ساختن

شیشهٔ دل خاک شد در طاق نسیان شما

ما سیه‌بختان به نومیدی مهیا کرده‌ایم

یک چراغان‌ داغ دل دور از شبستان شما

بستر و بالین من عمری‌ست قطع راحت است

بر دم شمشیر زد خوابم ز مژگان شما

نارسا افتاده‌ایم ای برق‌تازان همتی

تا غبار ما زند دستی به دامان شما

عالمی در حسرت وضع عبارت مرده است

معنی ما کیست تا فهمد ز دیوان شما؟

از غبار هر دو عالم پاک بیرون جسته است

بیدلِ آواره یعنی خانه ویران شما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸ز فسانهٔ لبِ خامشِ که رسید مژده به گوش ما؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۹افتاده زندگی به‌ کمین هلاکِ ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰به خیالِ چشمِ که می‌زند قدحِ جنون، دلِ تنگ ما؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۱سلسلهٔ شوقِ کیست سرخطِ آهنگ ما؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۲آیینهٔ چندین تب و تاب است دل ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳هم آبله هم چشم پر آب است دل ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۴نشود جاه و حَشَم شهرتِ خامِ دلِ ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵با سحر ربطی ندارد شام ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.