پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳

تا بوی گل به رنگ ندوزد لباس ما

عریان گذشت زین چمن امید و یأس ما

دل داشت دستگاه دو عالم، ولی چه سود؟

با ما نساخت آینهٔ خودشناس ما

خاکی و سایه‌ای همه‌جا فرش کرده‌ایم

در خانه‌ای که نیست، همین بس پلاس ما

آیینهٔ سراب خیالیم، چاره نیست

چیزی نموده‌اند به چشم قیاس ما

یاران غنیمتیم به‌هم زین دو دم وفاق

ما شخص فرصتیم، بدارند پاس ما

پهلو زدن ز پنبه بر آتش، قیامت است

هر خشک‌مغز نیست حریف مساس ما

غیرت نشان پلنگ سواد تجردیم

دل هم رمیده است ز ما از هراس ما

تکلیف بی‌نشانی عشق از هوس جداست

یارب قبول کس نشود التماس ما

از شش‌جهت ترانهٔ عنقا شنیدنی‌ست

کز بام و منظر دگر افتاد طاس ما

از شبنم سحر سبق شرم برده‌ایم

هستی عرق شد از نفس ناسپاس ما

آیینهٔ دلیم، کدورت نصیب ماست

کز تاب فرصت نفس است اقتباس ما

مردیم و خاک ما به هوا گرد می‌کند

بی‌ربطیی که داشت، نرفت از حواس ما

جز زیر پا چو آبله خشتی نچید‌ه‌ایم

دیگر کدام قصر و چه طاق و اساس ما؟

خال زیاد فرض کن و نرد وهم باز

بر هیچ تخته‌ای نفتاده‌ست تاس ما

صد سال رفت تا به قد خم رسیده‌ایم

بیدل! چه خوشه‌ها که نشد نذر داس ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۵ای جگرها داغدا‌ر شوق پیکان شما
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶شور صد صحرا جنون‌گرد نمکدان شما
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷ای همه آیات قدرت ظاهر از شأن شما
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸ز فسانهٔ لبِ خامشِ که رسید مژده به گوش ما؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۹افتاده زندگی به‌ کمین هلاکِ ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰به خیالِ چشمِ که می‌زند قدحِ جنون، دلِ تنگ ما؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱سلسلهٔ شوقِ کیست سرخطِ آهنگ ما؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۲آیینهٔ چندین تب و تاب است دل ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.