پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵

کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را

گنبد دستارکو بردارد آواز تو را

جزصدای لفظ‌نامربوط او معنی‌کجاست

نغمهٔ دولاب آهنگی بود ساز تو را

پیری و طفلی بجا، نقص وکمال توام‌اند

نیست چندان امتیاز انجام و آغاز تو را

درتغافل هم‌نگه می‌پروردبی‌شیوه نیست

سرمهٔ نیرنگ باشد چشم غمازتو را

می‌کندقطع سخن‌، اظهارفضلش آفت‌است

جز بریدن‌کی بود حرفی لب‌گازتو را

ازتماشا حیرت بی‌بهره چون آیینه است

شوق بینایی نباشد دیدهٔ باز تو را

تا نگردد فاش سرّ مستی‌ات مگشای چشم

چون پری‌کاین شیشه ظاهرمی‌کند رازتورا

خم شد از بارتعلق قامتت زیبنده نیست

دعوی وارستگی چون سرو انداز تو را

بیدل ارباب تأمل با عروجت چون‌کنند

آشیان برتر بود از رنگ پرواز تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷کرده‌ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸به حیرت آینه پرداختند روی تو را
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰مغتنم‌گیرید دامان دل آگاه را
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱بدزدگردن بی‌مغز برفراخته را
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۲عقبه‌ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته را
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۴قید هستی نیست مانع خاطرِ آزاده را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.