پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹

دام یک عالم تعلق‌ گشت حیرانی مرا

عاقبت‌کرد این در واکرده زندانی مرا

محو شوقم بوی صبح انتظاری برده‌ام

سرده‌ای حیرت همان در چشم قربانی مرا

جوش زخم سینه‌ام‌،‌ کیفیت چاک دلم

خرمی مفت تو ای‌ گل‌ گر بخندانی مرا

ای ادب‌! سازخموشی نیز بی‌آهنگ نیست

همچو مژگان ساخت موسیقار حیرانی مرا

مدّ عمرم‌ یک‌ قلم‌ چون شمع‌ در وحشت‌ گذشت

آشیان هم برنیاورد از پرافشانی مرا

عجز هم‌ چون‌ سایه اوج‌ اعتباری داشته‌ست

کرد فرش آستانت سعی پیشانی مرا

پردهٔ ساز جنونم خامشی آهنگ نیست

ناله می‌گردم به هر رنگی‌ که‌ گردانی مرا

ناله‌واری سر ز جیب دل برون آورده‌ام

شعلهٔ شوقم‌، مباد ای یأس بنشانی مرا

احتیاج خودشناسی جوهر آیینه نیست

من اگر خود را نمی‌دانم تو می‌دانی مرا

بیدل افسون جنون شد صیقل آیینه‌ام

آب داد آخر به رنگ اشک عریانی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱به عجزی‌که داری قوی‌کن میان را
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان را
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۴عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷الهی پاره‌ای تمکین رم وحشی نگاهان را
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۸چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.