پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸

چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را

که نقش پای هم گرداب شد فرهاد و مجنون را

جنون می‌جوشد از مدّ نگاه حیرتم اما

به جوی رگ صدا نتوان شنیدن موجهٔ خون را

چو سیمت نیست خامُش‌کن که صوتت بی‌اثر گردد

صداهای عجایب از ره سیم است قانون را

تبسم از لب او خط کشید آخر به خون من

نپوشید از نزاکت پردهٔ این لفظ مضمون را

به هرجا می‌روم ازحسرت آن شمع می‌سوزم

جهان آتش بود پروانهٔ ازبزم‌بیرون را

درشتی‌ها گوارا می‌شود در عالم الفت

رگ سنگ ملامت رشتهٔ جان بود مجنون را

به خون می‌غلتم از اندیشهٔ ناز سیه‌مستی

که چشم شوخ او در جام می حل‌کرد افیون را

دل داناست، گر پرگار گردون مرکزی دارد

چو جوش می، سر خم‌، مغز می‌داند فلاطون را

چه سازد موی پیری با دل غفلت‌سرشت من

که بر آلایش باطن تصرف نیست صابون را

مشو ز افتادگان غافل که آخر سایهٔ عاجز

به پهلو زیردست خویش سازد کوه و هامون را

ز سرو و قمریان پیداست بیدل کاندرین گلشن

به سر خاکستر است از دور گردون طبع موزون را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰نمی‌دانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون را
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱اگر اندیشه کند ط‌رز نگاه او را
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲به‌ گلشنی‌ که دهم عرض شوخی او را
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۳سرمه سنگین نکند شوخی چشم اورا
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۴مکن ز شانه پریشان دماغ‌گیسو را
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۵کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶حسن شرم آیینه داند روی تابان ترا
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷کرده‌ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.