پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰

داغ عشقم‌، نیست الفت با تن‌آسانی مرا

پیچ وتاب شعله باشد نقش پیشانی مرا

بی‌سبب در پردهٔ اوهام لافی داشتم

شد نفس آخربه لب انگشت حیرانی مرا

از نفس بر خویش می‌لرزد بنای غنچه‌ام

نیست غیر از لب‌گشودن سیل ویرانی مرا

خلعت خونین‌دلان تشریف دردی بیش نیست

بس بود چون غنچه زخم دل‌گریبانی مرا

رازداریها به معنی‌کوس شهرت بوده است

چون حیا ازپوشش عیب است عریانی مرا

پر سبکروحم زفکر سخت جانی فارغم

چون شرر در سنگ نتوان‌کرد زندانی مرا

گرد بیتاب از طواف دامنی محروم نیست

زد به صحرای جنون آخرپریشانی مرا

همچو موجم سودن دست ندامت آب‌کرد

بعد ازین هم‌کاش بگدازد پشیمانی مرا

می‌روم از خویش در اندیشهٔ باز آمدن

همچو عمر رفته یارب برنگردانی مرا

غیر الفت برنتابد صافی آیینه‌ام

می‌کند تا خار و خس در دیده مژگانی مرا

این چمن یارب به خون غلتیدهٔ بیدادکیست

کرد حیرانی چوشبنم چشم قربانی مرا

جلوه مشتاقم بهشت ودوزخم منظورنیست

می‌روم از خویش در هرجاکه می‌خوانی‌مرا

چون شرارم ساز پیدایی حیا ارشادکرد

یعنی از خود چشم پوشانید عریانی مرا

می‌رود از موج بر باد فنا نقش حباب

تیغ خونخوارست بیدل چین پیشانی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان را
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷الهی پاره‌ای تمکین رم وحشی نگاهان را
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹نظر بر کج‌روان از راستان بیش است‌ گردون‌ را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.