پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱

به عجزی‌که داری قوی‌کن میان را

به حکمت نگردانده‌اند آسمان را

روان باش همدوش بی‌اختیاری

بلدگیر رفتار ریگ روان را

نفس‌گر همه موج‌گوهر برآید

ز دست‌گسستن نگیرد عنان را

درین انجمن ناکسی قدر دارد

زکسب ادب صدرکن آستان را

به عرض هنر لب‌گشودن نشاید

ز چیدن میاشوب جنس دکان را

چه دام است دنیا، چه نام است عقبا

تو معماری این خانه‌های گمان را

کسی بار دنیا نبرده‌ست بر سر

ز تسلیم بوسی‌ست سنگ‌گران را

به وهم تعین رمید ازتو راحت

ز پرواز پر داده‌ای آشیان را

به معرج دولت مکش رنج باطل

کجیهاست در هر قدم نردبان را

تنک مایهٔ فقر دارد سعادت

هماگیر بی‌مغزی استخوان را

ز لفظ آشنا شو به مضمون نازک

کمر حلقه‌کرده‌ست موی میان را

حسابیست در اتفاق دو همدم

عددهاست واحد زبان و دهان را

ز خودداری ماست محرومی ما

برون رانده خشکی ز دریا کران را

تمیزی نشد محو این نرگسستان

ندیدن گشوده‌ست چشم جهان را

سر وکار دنیا عیان است بیدل

مکرر مکن منفعل‌، امتحان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷الهی پاره‌ای تمکین رم وحشی نگاهان را
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹نظر بر کج‌روان از راستان بیش است‌ گردون‌ را
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰نمی‌دانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.