پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸

بسکه‌ وحشت کرده‌ است آزاد مجنون‌ مرا

لفظ نتواند کند زنجیر مضمون مرا

در سر از شوخی نمی‌گنجد گل سودای من

خم حبابی می‌کند شور فلاطون مرا

داغ هم در سینه‌ام بی‌حسرت دیدار نیست

چشم مجنون نقش پا بوده‌ست هامون مرا

کو دمِ تیغی‌ که در عشرتگهِ انشای ناز

مصرع رنگین نویسد موجهٔ خون مرا

ساز من آزادگی‌، آهنگ من آوارگی

از تعلق تار نتوان بست قانون مرا

از لب خاموش‌ توفانِ جنون را ساحلم

این حبابِ بی‌نفس پل بست جیحون مرا

عمر رفت و دامنِ نومیدی از دستم نرفت

ناز بسیار است بر من بختِ واژون مرا

داغ یأسم ناله را درحلقهٔ حیرت نشاند

طوق قمری دام ره شد سرو موزون مرا

عشق می‌بازد سراپایم به‌نقش عجز خویش

خاکساری‌هاست لازم بید مجنون مرا

غافلم بیدل ز گرد ترکتازی‌های حُسن

می‌دمد خط تا کند فکر شبیخون مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰داغ عشقم‌، نیست الفت با تن‌آسانی مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱به عجزی‌که داری قوی‌کن میان را
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان را
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷الهی پاره‌ای تمکین رم وحشی نگاهان را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.