پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷

وهم راحت صید الفت‌کرد مجنون مرا

مشق تمکین لفظ‌گردانید مضمون مرا

گریه توفان‌کرد چندانی‌که دل هم آب شد

موج سیل آخر به دریا برد هامون مرا

داده‌ام ازکف عنان و سخت حیرانم‌که باز

ناکجا راند محبت اشک‌گلگون مرا

زین عبارتهاکه حیرت صفحهٔ تحریر اوست

گر نفهمی می‌توان فهمید مضمون مرا

ناخن تدبیر را بر عقدگوهر دست نیست

موج می مشکل‌گشاید طبع محزون مرا

چون‌شرر روزو شبم‌کرد رم کم‌فرضیی‌است

گردشی در عالم رنگ است گردون مرا

دل هم از مضمون اسرارم عبارت‌ساز ماند

آینه ننمود الا نقش بیرون مرا

یکقدم‌وارم‌چواشک‌ازخودروانی‌مشکل‌است

ای تپیدن‌گر توانی آب کن خون مرا

زیردست التفات چتر شاهی نیستم

موی سر در سایه پرورده است مجنون مرا

تا فلک یک مدّ آهم نارسا آهنگ نیست

سکته معدوم‌است مصرعهای‌موزون مرا

تارگیسو نیست بیدل رشتهٔ تسخیر من

از زبان‌ مار باید جست فسون مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۹دام یک عالم تعلق‌ گشت حیرانی مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰داغ عشقم‌، نیست الفت با تن‌آسانی مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱به عجزی‌که داری قوی‌کن میان را
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان را
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۴عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.