پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۸

شاها بدان خدای که آثار صنع او

جان بخشی و خرد دهی و بنده پروریست

در چنبر قضاش اسیرند و ممتحن

هر هستیی که در خم این چرخ چنبریست

کز آرزوی بزم تو کز آسمان بهست

این خسته در شکنجه صد گونه بتریست

گر جان او نه معتکف آستان تست

از رحمت و هدایت جان آفرین بریست

گفتند کرد شاه جهان از اثیر یاد

وز اشهری که پیشه او مدح گستریست

گفتم ز دور ماندن من دان که شاه را

گه دل سوی اثیر و گهی سوی اشهریست

داند خدایگان که سخن ختم شد به من

تا در عراق صنعت طبعم سخنوریست

خضرم به نطق و خاطر من چشمه حیات

بحری به جود و عرصه ملکت سکندریست

هر نکته ای ز لفظ من اندر ثنای تو

رشگ حدیث فرخی و شعر عنصریست

در عصر تو معزی ثانی منم از آنک

بر درگه تو دمدمه کوس سنجریست

مقبل کسم که بر در دکان روزگار

هستم سخن فروش و مرا شاه مشتریست

بر من گزین مکن که نباید چو من به دست

وز پای مفگنم که حدیثم نه سر سریست

عیسی و خرمنم تو نپرسی که از چه روی؟

ای آنکه عکس تو خورشید و مشتریست

یعنی که گرچه عیسی وقتم گه سخن

نا آمدن به خدمت بزم تو از خریست

خالی مباد عرصه عالم ز عدل تو

تا پیشه زمانه جافی ستمگریست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۰شاها تویی آنکه از بزرگی
  2. شمارهٔ ۲۱به خدایی که کلک قدرت او
  3. شمارهٔ ۲۲صاحبا صدرا! به ذات آنکه کلک قدرتش
  4. شمارهٔ ۲۳به خدایی که نفس ناطقه را
  5. شمارهٔ ۲۴ز گردون آرمیده چون بود خلق؟
  6. شمارهٔ ۲۵زهی ملک بخشی که از روی قدرت
  7. شمارهٔ ۲۶ای صدر شاه رتبت قطب فلک جلالت
  8. شمارهٔ ۲۷مرا ز غیبت خاقانی و خریش چه باک؟
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.