پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۰

شاها تویی آنکه از بزرگی

بر سقف سپهرت آستانه‌ست

دست ستم زمانه بکشست

تا دست تو بر سر زمانه‌ست

از دور فلک نصیبه تو

اقبال و بقای جاودانه‌ست

هر تیر که هیبت تو انداخت

آن را دل دشمن نشانه‌ست

چون بنده رای تست خورشید

شک نیست که چرخ بنده خانه‌ست

از رشک تو دشمنت که کم باد

پرخون شده دل چو نار دانه‌ست

می‌خواست کمینه بنده تو

کاندر ره بندگی یگانه‌ست

شعری گفتن به رسم نوروز

زان شکل و نمط که در خزانه‌ست

لیکن چو بدید روز نوروز

واپس تر و کوچ در میانه‌ست

خود راست بگوید این چه شوخیست!

زیرا که دروغ خوش فسانه‌ست

با یاد تو داد خویشتن را

نوروزی و تهنیت بهانه‌ست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۲صاحبا صدرا! به ذات آنکه کلک قدرتش
  2. شمارهٔ ۲۳به خدایی که نفس ناطقه را
  3. شمارهٔ ۲۴ز گردون آرمیده چون بود خلق؟
  4. شمارهٔ ۲۵زهی ملک بخشی که از روی قدرت
  5. شمارهٔ ۲۶ای صدر شاه رتبت قطب فلک جلالت
  6. شمارهٔ ۲۷مرا ز غیبت خاقانی و خریش چه باک؟
  7. شمارهٔ ۲۸هوا ز انسان خنک شد کز جنان حورا همی گوید
  8. شمارهٔ ۲۹ز روح القدس دوش کردم سؤالی
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.