پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۶

ای صدر شاه رتبت قطب فلک جلالت

کایام تحفه تو فتح و ظفر فرستد

بس مدتی نماند کین چار طاق ازرق

هر دم به بارگاهت نزلی دگر فرستد

گردون به مجلس تو از بهر شمع و سفره

هم جرم مه فشاند هم قرص خور فرستد

آخر رسید روزی کز بهر بندگانت

حورا عبیر ساید جوزا کمر فرستد

از بهر تیر ایشان یک ره اشارتی کن

تا سدره شاخ ریزد سیمرغ پر فرستد

نی شد مجیر عمدا تا در ثنات چون نی

از دل نوا سراید وز لب شکر فرستد

زحمت نداد اگر نه می خواست تا به خدمت

جانی شکسته بسته پیشت بدر فرستد

ایمه چه زهره دارد سیمرغ عزلتی کو

پیش هزار عیسی یک سم خر فرستد

دانی که کیست بنده آنکو به چون تو خواجه

یا جان خشک بخشد یا شعر تر فرستد

در زر گرفت مدحت لیکن نه از پی آنک

یا خلق مدح گوید یا خواجه زر فرستد

او بود و نیم جانی با خاطری که از وی

هر لحظه ای به بزمت گنج گهر فرستد

زان طمع در فرستاد این قطعه تا بخوانی

جان ماند و گر بخواهی آن نیز در فرستد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۸هوا ز انسان خنک شد کز جنان حورا همی گوید
  2. شمارهٔ ۲۹ز روح القدس دوش کردم سؤالی
  3. شمارهٔ ۳۰نه میر و شه بود هر کو کله دارد قبا بندد
  4. شمارهٔ ۳۱به خدایی که ید قدرت او
  5. شمارهٔ ۳۲از بستر غم که جای بدخواه تو باد
  6. شمارهٔ ۳۳به خدایی که در ستایش عقل
  7. شمارهٔ ۳۴تو آفتاب و سحابی شها به چشم کرم
  8. شمارهٔ ۳۵به خدایی که روی گردون را
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.