پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۷

کرم پناه جهان عز دین تویی که ز تو

بها و عزت دین هر زمان برافزونست

خدای داند و او عالم الخفیاتست

که بر کمال بزرگیش عقل مفتونست

که دوستداری و اخلاص من به حضرت تو

به غایتی است که از حد وهم بیرونست

به تیغ، مهر تو از من جدا نشاید کرد

از آنکه مهر تو با خون و گوشت معجونست

که از ثنای تو نثرم چو صنعت صنعاست

که از مدیح تو نظمم چو در مکنونست

ثنا بلطف کرامت مدام مسموعست

دعا به حسن اجابت همیشه مقرونست

تویی که بر من و امثال من اگر چه کمند

ترا به فیض عطا منتی دگرگونست

هزار بار فزون گوشمال رای تو خورد

مه منیر که از گردنان گردونست

بگویم این و ترا دم نمی دهم بالله

که در یکی دم تو صد لطیفه مضمونست

عطاست کز تو و از طبع تست ناموزون

بجز عطا حرکات تو جمله موزونست

چرا ز حال من و رنج من نمی پرسی؟

که هر شبی ز عرض بر تنم شبیخونست

هزار بار دلم زخمهای حادثه خورد

ولیک هرگز ازین سان نبود کاکنونست

گرفته ام که نگویی مرا که تو چونی؟

که این شرف نه سزاوار قدر هر دونست

مرا که وقت کرم سر جریده فرمایی

درین میانه فراموش کرده ای چونست؟

دعاست اینکه شب و روز تو همایون باد

برین حدیث چه حاجت که خود همایونست؟

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹مرا دوای دل خسته ساخت خواجه رفیع
  2. شمارهٔ ۲۰شاها تویی آنکه از بزرگی
  3. شمارهٔ ۲۱به خدایی که کلک قدرت او
  4. شمارهٔ ۲۲صاحبا صدرا! به ذات آنکه کلک قدرتش
  5. شمارهٔ ۲۳به خدایی که نفس ناطقه را
  6. شمارهٔ ۲۴ز گردون آرمیده چون بود خلق؟
  7. شمارهٔ ۲۵زهی ملک بخشی که از روی قدرت
  8. شمارهٔ ۲۶ای صدر شاه رتبت قطب فلک جلالت
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.