پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۶۹ - مطایبه

بهر بهار بازو و کون و کفل نماند

کز سیل‌ «‌استرپ‌تومیسین» ‌دشت و تل نماند

گیرم که خواستند رهی را عمل کنند

باقی تنی به جا ز برای عمل نماند

باید خرید هر گرمی بیست سی فرانک

بایع فرنگی است و مجال جدل نماند

پولی که بود خرج عروسی سینه شد

چیزی پی هزینهٔ ماه عسل نماند

دولت فقیر و ما همه از او فقیرتر

نقدی به جا ز غارت دزد و دغل نماند

هرکس برای خویش کلاهی تهیه دید

بهر حقیر جز سر سخت کچل نماند

یاران به ملک و مال رسیدند و بهر ما

جز زخم سینه حاصل سعی و عمل نماند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۱ - به مناسبت کوتاه کردن زنان گیسوان خود راشنیدم در امریکا گروهی
  2. شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهرانهر شب میان خانه افسر زن ...
  3. شمارهٔ ۷۳ - نور مخفیدانشوران غرب نمودند اختراع
  4. شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق‌!باد صبا خوش است شهیدان رشت را
  5. شمارهٔ ۷۵ - قطعه‌آسمان با کسی وفا نکند
  6. شمارهٔ ۷۶ - غولبنگر آن غول راکز هول او
  7. شمارهٔ ۷۷ - از ما چه می‌خواهند؟به حیرتم که اجانب ز ما چه می‌خواهند؟
  8. شمارهٔ ۷۸ - زبان سرخدرست گوی و به هنگام گوی و نیکوگوی
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.