پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۷۷ - از ما چه می‌خواهند؟

به حیرتم که اجانب ز ما چه می‌خواهند؟

ملوک عصر ز مشتی گدا چه می‌خواهند؟

ز فقر مردیم‌، از نان ما چه می‌شکنند

به جان رسیدیم‌، از جان ما چه می‌خواهند؟

نوا نوای کسی بود و رقص رقص کسی

درین میان ز من بینوا چه می‌خواهند؟

خطا نمود شه و اجنبی سزایش داد

ز ملتی که نکرده خطا چه می‌خواهند؟

اگر به مسکو و باکو کسی گناهی کرد

ز بصره و نجف و کربلا چه می‌خواهند؟

ز هند و بصره گرفتند تا به مصر و حجاز

خدا قبول کند! از خدا چه می‌خواهند؟

به بیع قطع خریدند مملکت را مفت

در این معامله غیر از رضا چه می‌خواهند؟

از آب حمام اینان گرفته‌اند رفیق

ز آبروی چنین آشنا چه می‌خواهند؟

روا بود که بمیرند مردم از زن و مرد

ز عزتی که ندارد بقا چه می‌خواهند؟

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۹بنگر بدان درخش که با قوت شمال
  2. شمارهٔ ۸۰ - در مرگ پرویننهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب
  3. شمارهٔ ۸۱ - لطیفهمثقلی با من ز روی طنز گفت
  4. شمارهٔ ۸۲ - جهد و کوششاهتمام و شوق اگر یاور شود
  5. شمارهٔ ۸۳ - پند پدرآن که کمتر شنید پند پدر
  6. شمارهٔ ۸۴ - سنبل‌های هلندیسنبل صد برگ رنگارنگ پنداری مگر
  7. شمارهٔ ۸۵ - فیض شمال‌ز البرز بزرگ در شمال ری
  8. شمارهٔ ۸۶ - در ذم یکی ز عمال آستان قدس رضوی که بهار را در مشهد تکفیر کرده بودای جناب میرزا... از بهر چه
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.