پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۷۸ - زبان سرخ

درست گوی و به هنگام گوی و نیکوگوی

که سخت مشکل کاربست کارگفت و شنود

اگر سلامت خواهی به هر مقام‌، زبان

مکن درازکه آن خنجریست خون‌آلود

خموش باش‌، چه بسیار دیده‌ایم که داد

زبان سرخ سر سبز را به تیغ کبود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸۰ - در مرگ پرویننهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب
  2. شمارهٔ ۸۱ - لطیفهمثقلی با من ز روی طنز گفت
  3. شمارهٔ ۸۲ - جهد و کوششاهتمام و شوق اگر یاور شود
  4. شمارهٔ ۸۳ - پند پدرآن که کمتر شنید پند پدر
  5. شمارهٔ ۸۴ - سنبل‌های هلندیسنبل صد برگ رنگارنگ پنداری مگر
  6. شمارهٔ ۸۵ - فیض شمال‌ز البرز بزرگ در شمال ری
  7. شمارهٔ ۸۶ - در ذم یکی ز عمال آستان قدس رضوی که بهار را در مشهد تکفیر کرده بودای جناب میرزا... از بهر چه
  8. شمارهٔ ۸۷ - جواب تبریک شوریده به فرمانفرماقطعهٔ شعر ز شوریده شنیدم که در آن
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.