پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۸۱ - لطیفه

مثقلی با من ز روی طنز گفت

صحبت از فضلت به کشور می‌رود

گر ترا دستی است درعلم سیر

کشف این رمزت میسر می‌رود

این جهان چه‌؟ گاو چه‌؟ ماهی کدام

کز خیالش عقلم از سر می‌رود

گفتم اندر بی‌ثباتی‌های دهر

زبن اشارت‌ها مکرر می‌رود

یعنی این دنیاست روی شاخ گاو

پشت کردی‌، تا به آخر می‌رود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸۳ - پند پدرآن که کمتر شنید پند پدر
  2. شمارهٔ ۸۴ - سنبل‌های هلندیسنبل صد برگ رنگارنگ پنداری مگر
  3. شمارهٔ ۸۵ - فیض شمال‌ز البرز بزرگ در شمال ری
  4. شمارهٔ ۸۶ - در ذم یکی ز عمال آستان قدس رضوی که بهار را در مشهد تکفیر کرده بودای جناب میرزا... از بهر چه
  5. شمارهٔ ۸۷ - جواب تبریک شوریده به فرمانفرماقطعهٔ شعر ز شوریده شنیدم که در آن
  6. شمارهٔ ۸۸ - تربت سیدالشهدا(‌ع‌)حبذا خاک روان‌بخش و زهی تربت پاک
  7. شمارهٔ ۸۹ - تسلیتخواجهٔ فرخ سیر محمد دانش
  8. شمارهٔ ۹۰ - زبان مادروالدین ار به روی فرزندان
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.